خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه‌های آسمانی کلاس ششم

درس 4: باغ سری

بازدید100/4 K
تاریخ بروزرسانی1405/06/7

تابستان آمده است …
چند بچّه بدون توجّه از خانه‌ی خود دور می‌شوند و به سراغ ماجراجویی می‌روند. آن‌ها داخل دیواری که بین برگ‌ها پنهان شده است، یک درِ کوچک می‌بینند.
با تعجّب به هم نگاه می‌کنند. گویی می‌خواهند بپرسند این در به کجا باز می‌شود …
و برای بازکردن در تلاش می‌کنند!

مهدی و هادی، بازی خود را قطع، و آن‌ها را تماشا می‌کنند.
بچّه‌ها، زور بازویشان را به کار می‌گیرند و بالاخره در با صدای جیغ مانندی باز می‌شود.

هادی جلو می‌رود و به آنها می‌گوید: «بچّه‌ها ورود به این باغ ممنوع است».
ولی آنها بدون توجّه به هادی وارد باغ می‌شوند.
مهدی می‌گوید: «بچّه‌ها شما نباید بدون اجازه‌ی صاحب باغ وارد آن بشوید».
آنها باز هم توجّهی نمی‌کنند.
آنجا یک باغ کوچک است؛ با دیوارهایی نسبتاً بلند و حوضچه‌ای پر از آب در وسط آن.
هیچ کسی آنجا نیست.
مهدی دوباره از بیرون باغ با صدای بلند به آنها می‌گوید: «شما اجازه ندارید در آن باغ بازی کنید … آنجا مکانی خصوصی است».
امّا آنها به گشت‌وگذار خود در باغ ادامه می‌دهند.
مهدی و هادی با تعجّب به یکدیگر نگاه می‌کنند و می‌گویند: «آن‌ها به تذکّر ما توجّه نمی‌کنند. چگونه آن‌ها را متوجّه خطایشان کنیم؟»

بچّه‌ها در گوشه‌ای از باغ یک دوچرخه پیدا می‌کنند؛ دوچرخه قدیمی و خراب است؛ ولی راه می‌رود. آن طرف‌تر یک نیمکت است و در کنارش درختی با انجیرهای رسیده. تمام اطراف پر از علف است و بوی گل‌های معطّر همه جا به مشام می‌رسد؛ گل‌های قرمز و زرد و... .

بچّه‌ها فریاد می‌زنند: «جانمی جان … این باغ جای خوبی برای بازی است!»
و شروع می‌کنند به خوردن انجیرها! و تعداد زیادی از گل‌ها را زیر پا له می‌کنند!
سپس چند نفری سوار دوچرخه می‌شوند و در حالی که با عجله، نزدیک به دیوار دور می‌زنند، فریاد می‌کشند: «این باغ ماست … باغ سرّی ما … !».

ناگهان صاحب باغ از راه می‌رسد و با ابروهای گره خورده بچّه‌ها را نگاه می‌کند. ... آنها از درد به خود می‌پیچند.

برایم بگو (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

هادی و مهدی برای آگاه کردن بچّه‌ها چه کارهای دیگری می‌توانستند انجام دهند؟
از بزرگ‌تر کمک می‌خواستند و عاقبت بد این کار را بیان می‌کردند.
پیشنهاد بازی در مکان دیگری را می‌دادند.

تدبّر کنیم (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

این آیه را بخوانید.

وَ لتَکُن مِنکُم اُمَّئٌ یَدعونَ اِلَی الخَیرِ وَ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ اُولٰئِکَ هُمُ المُفلِحونَ (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 104)
باید از میان شما، جمعی باشند که دیگران را به نیکی دعوت کنند و آنها را به کارهای خوب فرا بخوانند و از زشتی‌ها بازدارند. آنها همان رستگاران هستند.

- با این کلمه‌ها ، ترجمه‌ی آیه را کامل کنید: خوب ؛ نیکی ؛ دیگران ؛ زشتی‌ها
- با توجّه به معنای آیه، به کار هادی و مهدی در دین چه می‌گویند؟ امر به معروف و نهی از منکر

بررسی کنید (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

کدام‌یک از جملات زیر به «امر به معروف» و کدام‌یک به «نهی از منکر» در فضای مجازی مربوط می‌شود؟
1- نشر مطلبی درباره‌ی شهامت دانش‌آموز شهید علی لندی: امر به معروف
2- پسندیدن مطلبی در شبکه‌های اجتماعی درباره‌ی کمک به درمان کودکان سرطانی: امر به معروف
3- تذکر دادن به دوستانمان درباره‌ی بازنشر خبری بدون بررسی صحت آن: نهی از منکر

گفت و گو کنید (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

- اگر کسی خطایی کند، شما چه می‌کنید؟
با رعایت ادب و احترام طوری که به شخصیت فرد خطا کار لطمه‌ای وارد نشود و خیلی دوستانه اشتباه او را به وی تذکر می‌دهیم و از او می‌خواهیم که آن کار زشت و ناپسند را تکرار نکند.

- اگر شما خطا کنید، دوست دارید چگونه شما را متوجّه خطایتان بکنند؟
به دو از هر گونه خشم و خشونت، خطای من را تذکر دهند زیرا شاید به عاقبت کاری که انجام می‌دادم آگاه نبوده‌ام و این تذکر باعث آگاهی من شود.

ایستگاه فکر (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

- تشویق کردن دیگران به کارهای خوب چه اثری دارد؟
وقتی به دیگران درباره‌ی کارهای خوبشان بگوییم که کار خوبی کرده‌اند، این باعث می‌شود که آن‌ها احساس خوشحالی و انگیزه بیشتری داشته باشند و دفعه‌ی بعد هم این کارهای خوب را تکرار کنند. این کار می‌تواند باعث شود که در کلاس یا جامعه، رفتارهای خوب بیشتر دیده شود.

- تذکّر دادن به دیگران درباره‌ی کارهای بد چه ضرورتی دارد؟
اگر به دوستان یا همکلاسی‌هایمان بگوییم که کاری که انجام داده‌اند اشتباه است، می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم که اشتباهات خود را بفهمند و دفعه‌ی بعد بهتر عمل کنند. این کار به افراد کمک می‌کند تا از کارهای بد دوری کنند و در نهایت رفتار بهتری داشته باشند.

درس 4: باغ سرّی